Drop
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 20:00
Drop خودمو مجاب کردم بیرون بزنم.نزدیکْ دور ِخونه، گوشهی پیادهرو ناخودآگاه و از سر استیصال روی نیمکت چوبی نشستم.چند متری روبروم شاخ و برگ درخت، دیدرسم رو مانع شده بود. سر بالا بردم پنجرهی مستطیلی کوچیک دلگیری اسیر پهناور سیمان دیدم.سر چرخوندم به آفتاب غروب که لای شاخ و برگ و ساختمون و کوه، نارنجی ...
استفراغ
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 20:00
استفراغ از فکر برگشتمبه عروسک خرسی آویخته به دیوار خیره شده بودم.چراغ بالای خرس ِ اندازه کف دست، سایهای چندبرابر ازش ساخته بود شبیه دستی با سه انگشت که وهمانگیز به جایی خاص اشاره میکرد.دستام رو ناخواسته بلند کردم و انگار اینده رو بخونم به کف دستم خیره شدم؛آشفتگی اینده بود یا کف دستم یا فکرم، ناخو...
رفته
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 20:00
امشب متفاوت بود.یه دیوونگی همینجوری.بی تفاوتی به هر چی که بشه.مواجهه با این بیخیالی و نترسیدن توجهمو جلب کرد. برام فرقی نداشت اتفاقی بیفته یا نه. شاید حتی کمک هم میکردم اتفاق راحتتر بیفته.دم دم دم و یه سری کلمات بی معنی با تاکید و اصرار... صدای آشفتهی موسیقی رپ یهو تپش قلبمو بالا برد. ندونستم چر...
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 3:50
دیــدگـاهبهش میگم: خودتو توی یه نقاشی تصویر کن.جواب میده: زندگی نسبیه، نقش و تصویر مدام تغییر میکنه.میگم: پس الآنتو بِکِش.انگار تو آینه خودشو ببینه، سریع تو ذهنم یه تصویر سورئال میکاره: عُمر ِ تلف شده به پای ِ امید ِ به آدمها.با خودم فکر میکنم: همینه الآن قیافهی غمگینی داره./ تنهایی_سالوادور دال...
قطره
-
تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 19:28
آن سوی شیشه باران، قطره، قطره میافتاد بر زخم سکوت. این سو با اشک؛ رنگ ریخت نور ریخت دنیا فرو افتاد. آنطرف، نزدیک چیزی شبیه دل.
رفته ز دست
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 1:29
هیچ چیز جلودارت نبود در اتاقات مینشستی و به شهر خیره میشدی و مشغول مردنات بودی.
ّبی آرام
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 1:29
مجنون آروم و بی آزاری میشناختم که پول یه پاکت سیگار _نه کمتر، نه بیشتر_ رو از مردم میگرفت؛ دوستش داشتن و با رضایت بهش میدادن.سیگار رو که میخرید، میرفت گوشه پیادهرو، همه سیگارا رو با فاصله و دقت زیاد کنار هم ردیف میکرد. اولی رو بر میداشت، روشن میکرد و یه پُک عمیق میزد. بعد میذاشت سر جاش و نگاه میکرد ...
در زمان
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 10:24
دسته بندی : با بزرگمنشی دروغین و همچنان که آشفتگی و خشم در لرزش صدا احساس بشه: "عزیزم نه پول همرامه نه خوراکی! ولش کن نمیخواد!"پسر بچه: "اشکال نداره! فدا سرت! حال میکنم شیشه تمیز باشه!"پسرک با ذوق زدگی متمولانه و پر محبتی که انگار غم رو از چهرهی منگِ مقابلش تشخیص بده: "سردته؟! اونجا آتیش روشن کردیم!...
آبلوموف
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 10:24
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم هیچ وقت در وجود من آتشی روشن نشده است. نه حیات بخش و سازنده و نه مخرب و سوزاننده.... نه، زندگی من با خاموشی شروع شد. این حرف عجیب است، اما حقیقت همین است. از همان دقیقهی اول که خود را شناختم احساس کردم که رو به خاموشیام.`... از آنجا که خود صادقانه به چیزی دل نبستهاند پ...
در آستانه
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 10:24
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم ... و بر بامِ خاموشِ تو بر سرت؛ و بر جانِ اندُهگینِ توکه غمین نشستهای هم از آنگونه به زندانِ سالهای خویش.و چندان که بازپسین شعلهی شهپرهاشاندر آتشِ آفتابِ مغربی خاکست...
فصل دیگر
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : این فصلِ دیگریستکه سرمایش از دروندرکِ صریحِ زیبایی را پیچیده میکند.ٰیادش به خیر پاییز با آنتوفانِ رنگ و رنگ که برپادر دیده میکند!ٰ... خاموشخودمنم!ٰمطلب از این قرار است:چیزی فسرده است و نمیسوزد امسالدر سینهدر تنم! شاملو برچسبه
شعر ناتمام
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم نویسنده: زوینـا | یکشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۹ - 23:51 آخرین مطالب » شب ( سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ )» دیدن یا نفهمیدن ( پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۹ )» یک بازی ( یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۹ )» ققنوس ( پنجشنبه ششم آ
...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم .و تو هم روزی پیر می شویاما منپیرتر از این نخواهم شد!در لحظهای از عمرم متوقف شدممنتظرم بیاییو از برابر من بگذری!زیباپیر شدهآراسته به نوریکه از تاریکی من دریغ کردهای...ٖ شمس لنگرودی برچسبها: شمس لنگرودی
نگاه تو
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم ... در من زندانیِ ستمگری بودکه به آوازِ زنجیرش خو نمیکرد ــمن با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم. شاملوآیدا در آینه برچسبها: شاملو, آیدا در آینه نویسنده: زوینـا | یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۹ - 16:3 آخرین مطالب
عشق بر دوش
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم دامنهی کوه، سیزیف رو دیدم؛عشق به دوش..... آیا این چهرهی زندگی از آن جهت به من عطا شده است که مناسب من است؟* * کامو برچسبها: کامو نویسنده: زوینـا | سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ - 14:17 آخرین مطالب » شب (
ققنوس
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم من گورِ خویش میکَنَم اندر خویشچندان که یادت از دل برخیزد... بازگشتهوای تازهشاملو برچسبها: بازگشت, هوای تازه, شاملو نویسنده: زوینـا | پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۹ - 15:36 آخرین مطالب » شب ( سه شنبه چهاردهم بهمن
یک بازی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم - تماشاچی اول:منم را گم کردهاممترسکی پَسِ چشمانم به نظاره؛روبرویم کسی میجنبد!لبانش در حرکت!صدایم در پاسخ.از احساس چه میدانم؟غمین؛ اندوهم نیست!...- تماشاچی اول، این بار بازیگر، وسط صحنه:چطور میشه برای لحظهای هر
دیدن یا نفهمیدن
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم _ چقد از اونی که میبینی رو میفهمی؟+... ظریف و شکننده است مثل پروانه. با کوچکترین اشاره داغان میشود و دست را کثیف میکند. *_ من نخست احساس کردم، آنگاه اندیشیدم. *** سلین، مرگ قسطی** روسو، اعترافات نویسنده: زو
شب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:59
دسته بندی : گفتگو هایی با خودم آنگاهکه هستی از حضور تو مایه میگیردمأمنی در تهدید و همهمه.و کابوس و رؤیا آمیخته به همو نگاه خیره بر زمینهی روان. نویسنده: زوینـا | سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ - 21:38 آخرین مطالب » شب ( سه شنبه چهاردهم به
تکاپو یا تساهل
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 18:06
دسته بندی : روز اول نقد به مثابه داستان؟ نویسنده: زوینـا | چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۵ - 18:28 » ( شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶ )» همین ( چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ )» موسیقی ( شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ )» آینه ( چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ )» ( جمعه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۵ )» قدم اول ( پنجشنبه بیست و یکم ب...